English
شنبه، ۲۷ بهمن ۱۳۹۷, ۰۱:۰۳
به پایگاه اطلاع رسانی صنایع آب، برق، نفت و انرژی خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود

اخبار

حلقه گم شده در تاریخ برق

زمان مظفرالدین شاه قاجار بود که برای نخستین بار لامپ های برق در ایران و در حرم امام رضا (ع) روشن شد و پس از آن دستگاه های مولد را به تهران آوردند و در پس گذشت ۱۰۵ سال است که امروز زندگی ایرانی ها همچون دیگر ملت دنیا با اختراع ادیسون درهم آمیخته است.
زمان مظفرالدین شاه قاجار بود که برای نخستین بار لامپ های برق در ایران و در حرم امام رضا (ع) روشن شد و پس از آن دستگاه های مولد را به تهران آوردند و در پس گذشت ۱۰۵سال است که امروز زندگی ایرانی ها همچون دیگر ملت دنیا با اختراع ادیسون درهم آمیخته است.
کافی است شب در یکی از کلان شهرهای ایران زمین بر فراز مکانی بلند ایستاد و نگاه را بر نورانی شهر یله داد.
چراغ های رنگارنگ، اتوبان های طولانی که دو خط موازی از نور امتدادشان را بر پیکر شهر پیچ و تاب داده است.
خانه ها شدهاند احجامی کوچک و پنجرههای گاه روشن و گاه تاریکشان شب شهر را ستاره باران کرده است، ستاره هایی که از تلاش ادیسون بر سقف خانهها آویخته شد.
قرن
۲۰بود. مردی درکارگاهی روزها و شبهای زیاد اندیشه کرد و تحقیق. کار کرد و کار کرد و کار تا پدیده ای به نام برق را به زمینیان هدیه کرد. انقلاب صنعتی در تاریخ کشورها رقم خورد و صنعت دگرگون شد.
ایران هم از این همه تحول بی نصیب نماند. زمان مظفرالدین شاه قاجار بود که برای نخستین بار لامپ های برق در ایران و در حرم امام رضا (ع) روشن شد و پس از آن دستگاه های مولد را به تهران آوردند و در پس گذشت
۱۰۵سال است که امروز زندگی ایرانی ها همچون دیگر ملت دنیا با اختراع ادیسون درهم آمیخته است.
دیگر نقل روشنایی و لامپ نیست. نقل ابزار و دستگاه های مختلفی است که هر یک کاربری خاصی دارد و استفاده از آن در زندگی امروز به اجباری انکارناپذیر بدل شده است.
اکنون وزارت نیرو متولی برق در ایران است و حکایت تاریخچهای که در باره ورود برق به ایران ارایه میدهد چنین است؛ در سال
۱۲۷۸ه . ش نخستین مولد برق خریداری و در سال ۱۲۷۹ه.ق در مشهد مقدس راه اندازی شد. دومین مولد برق نیز به همین مکان منتقل شد.
۲سال بعد در سال ۱۲۸۱ه.ق قاسم خان والی، امتیاز تاسیس کارخانه برق را در تبریز به دست آورد و بخشی از خیابان مجد الملک (مجیدی فعلی) را روشن کرد.
۶۰سال بعد از آن، نخستین چاه نفت در مسجدسلیمان به نفت رسید. برای انتقال نفت از مسجد سلیمان به پالا یشگاه آبادان یک نیروگاه بخاری برای راه اندازی تلمبه خانه و روشنایی ساختمان ها ساخته شد که مبدا ورود برق به خوزستان است.
بندر انزلی نیز جزو نخستین شهرهایی بود که از فن آوری مدرن بشر به نام برق بهره مند شد. در شهرهایی که تا مدت ها برقشان محدود بود و البته نخستین شهرهای صاحب برق ایران بودند خیابان هایی را با نام چراغ برق نامگذاری کردند. مشهد، تبریز و تهران این خیابان ها را در دل خود جای داده اند.
شخصی به نام نادرخان حکیم الملک مامور ایران در بروکسل بود. در آن روزگار هنوز واژه دیپلمات در ادبیات سیاسی و روابط بین الملل باب نشده بود. هنگامی که نادرخان ماموریت خود را در اروپا انجام داد، برای گذران دوران بازنشستگی، یک مولد برق همراه خود به طهران آورد، بلکه نخستین کارخانه برق پایتخت را راه انداخته باشد.
هنوز نفسش را چاق نکرده که عازم رشت برای ماموریتی دیگر میشود. در این ماموریت حکیم الملک عمر به خدا بازپس می دهد و مولد در طهران خاک می خورد. امین الضرب که از رجال دربار و تجار صاحبنام پایتخت محسوب می شد، مولد را از ورثه نادرخان خرید و آن را با قدرت
۲۶اسب بخار راه انداخت. این مولد را در تقاطع خیابان چراغ گاز و ری نصب میکنند. کارخانه برق در این خیابان در سال ۱۲۸۴ه.ش راه اندازی شد.
از آن پس خیابان چراغ گاز، چراغ برق نام گرفت و امروزه نام صدر اعظم خوشنام قاجار - امیر کبیر - را بر سینه خود دارد. طهران هنوز پوست نترکانده بود که جنگ دوم جهانی، توسعه صنعت برق را با مشکل مواجه کرد.
دهه
۲۰و۳۰که آتش جنگ فروکش کرده بود و ساخت وساز آغاز شده بود، عده ای برای خود، شغلی ایجاد کردند و با دایر کردن کارخانه برق و کرایه دادن آن درآمدی عایدشان میشد.
در آن روزگار حدود
۳۰شرکت، کار توزیع برق را عهده دار بود. در سال ۱۳۴۳وزارت آب و برق تشکیل شد و ۱۳۰هزار نفر مشترک برق در جمعیت ۲میلیون نفری طهران وجود داشت.
۳۲کارخانه خصوصی نیز با ۶۰هزار مشترک، برق برخی مناطق را تامین می کردند. برق یک پدیده ملموس و آشنا برای مردم به حساب می آید و با شنیدن این واژه تصاویر فیش برق، کنتور برق و بابا برقی در ذهنمان رنگ می گیرد. ۱۰۵سال پیش، این واژه در ادبیات ما جایی نداشته، جز آنکه در آسمان دیده می شد. رعد و برق.
در این میان مردی با نام میلانی از
۱۰سال پیش کفش آهنی به پا کرده و ارگان ها و سازمان های مختلف را یکی یکی می گردد و با مدیران قرار ملاقات می گذارد و اسناد و مدارک ارایه می دهد تا بگوید پدر بزرگ من بود که برق را به ایران آورد و اطلاعاتی که در تاریخچه و موزه برق به مردم داده می شود اطلاعات درستی نیست.
یکی از روزهای گرم همین تابستانی بود که دو ماهش را پشت سر گذاشته ایم.
تلفن گروه میراث فرهنگی زنگ خورد. گفتند بیایید بالا آقایی آمده است حرف هایی برای گفتن دارد. "میلانی" در اتاق میهمان نشسته بود. گفت به سازمان ها و ارگان های مختلفی رفتهام و با روزنامه های زیادی مصاحبه کرده ام. اما هنوز به نتیجه ای نرسیدهام و همچنان کسی حاضر نشده تاریخچه برق ایران را آنچنان که درست است اصلاح کند.
گفت مستندات تاریخی زیادی جمع کردم که همه ثابت می کند پدر بزرگ من بوده که دستگاه مولد برق را برای نخستین بار به ایران آورده است. به پای سخنانش نشستیم تا ما بنویسیم و قضاوت را صاحب نظران بسپاریم.
بر اساس روایت های آمده در تاریخ دوره قاجار ورود برق به ایران را به ناصرالدین شاه نسبت می دهند.
من بر اساس مستنداتی که بدست آوردم می گویم که آنچه که ناصرالدین شاه به ایران آورد مولد برق نبوده است. او در نخستین سفرش روشنایی را درون حبابی می بیند که بدون بوی روغن و دود نفت است.
۱۲۰سال پیش سال ۱۲۶۴برای نخستین بار سردالماسیه در باب همایون، شمس العماره در کاخ گلستان و یکی هم میدان توپخانه از این حباب ها بر تن خود حس کردند. ناصرالدین شاه که همیشه آرزو می کرد در همه چیز از همه کس پیشتر باشد، برای استحکام بخشیدن به پایه های سلطنت، این ۳یا۴لا مپ روشن را در ایام عزاداری و تعزیه به تکیه دولت می برد تا آن را به رخ تجار شهر بکشاند. بعدها این ۳-۴لا مپ برای همیشه خاموش می شود و تا ۱۵سال بعد، ایران چنین رنگ و نوری بدون دود و بو به خود نمی بیند. نشانی از انتقال مولد به طهران نیز در دست نیست و چنین حدس زده می شود که منبع این روشنایی باتری بوده است.
شما درباره آمدن برق به ایران چه فکر می کنید؟
ـ پدر بزرگ من از مهاجران قفقازی و به شغل تجارت ایران با روسیه مشغول بودند و از دوران اقامت در قفقاز و روسیه با صنعت برق و زیبایی آن آشنا شدند، و قصد کردند تا یکی از همین مولدهای روشنایی را به حرم حضرت رضا(ع) هدیه کنند؛ مولدی با قدرت
۱۲اسب بخار را داخل کشتی گذاشتند و تا انزلی آوردند. از آنجا با قراسوران که گاری های ۸اسبه بود، تا مشهد تاختند. پدر بزرگم که در مشهد به نام حاج محمدباقر میلا نی شناخته می شد توانست در جرگه خدام حرم درآید. او مدتی ناظر صحن بود. از سال ۱۲۷۹مشهد مقدس صاحب برق شد. از این برق ۴۰۰لامپ روشن می شد. البته پدرم با نام حاج میرزا محمود ممتحن میلانی نیز در کنار پدرش بود و در اسناد نام او نیز هست.
از نقش مظفرالدین شاه در این جریان بگویید و از هزینه هایی که جد شما برای وارد کردن مولد برق تقبل کرد.
ـ سوخت مصرفی مولد، برابر اسناد آستان قدس رضوی حدود یک من و
۳۵سیر مصرف داشته و شب عید فطر مقدار مصرف بالا تر می رود. چیزی حدود ۲من و ۲۰سیر. در ماه رمضان که مولد در مشهد به کار می افتد، میزان مصرف چراغ برق آستان حدود ۵۲۵تومان هزینه در برداشته است و مطابق روش معمول برادران رضایوف آن را پرداخت می کنند و در ازای آن،خوشنامی آنان در تجارت و اعتبارشان دو چندان می شود.
این قصه به گوش مظفرالدین شاه می رسد. به وجد می آید و از رضایوف میخواهد مولدی را نیز از سوی او هدیه کند تا بعد پولش را بپردازد.
برای خرید مولد
۱۲اسب بخاری، ۸هزار تومان پرداخته و از تفلیس آن را به مشهد رسانده بود. مقداری سیم، کاسه های چینی چراغ برق و مقره همراه مولد آورده بود. مسوولا ن تولیت امام رضا(ع) بر آن شدند تا علا وه بر صحن حرم به مسلولا ن نیز برق بدهند. سل، بیماری شایع بود و دود چراغ و بوی روغن مسلول ها را به شدت آزار می داد. این هدیه ای شده بود از سوی بارگاه حضرت رضا(ع) رضایوف در سفر بعدی که چندماه به طول میانجامد مولدی به قیمت ۳هزار تومان برای مظفرالدین شاه که از ابتدا معلوم بود پولی نمیپردازد از بروکسل می خرد و یک آتشدان نیز علا وه بر آن به ایران می آورد.
این آتشدان سبب مصرف انرژی به شکل بهینه تر میشد و برق بیشتری تولید می کرد. در نامه ای به شاه بدهکار می نویسد، این آتشدان به هر دو مولد می خورد و قابلیت نصب بر هر دو را دارد. شاه نیز در ازای آن نامه ای به اوقاف می نویسد و می خواهد تکهای زمین وقفی در اختیار رضایوف قرار دهند تا از محل آن ،سوخت مولد ها را تامین کند.
به رضایوف نیز لقب معاون التجار می دهد. میرزا محمود میلا نی، پسر ارشد رضایوف قراردادی منعقد کرده و ماهیانه مبلغی را هزینه سوخت آن می کرد. دستگاه ها را در خیابان بالا حدود
۲۰۰-۳۰۰متری مرقد گذاشته بودند. برای نصب و راه اندازی همین مولد بود که نخستین مهندس برق در ایران کارش را شروع کرد. تاری وردیوف مهندس جوان مسلمانی بود که می توانست این کار را انجام دهد. ورود افراد غیرمسلمان به اماکن متبرکه مسلمانان ممنوع بود. از این رو رضایوف او را از تفلیس با خود به مشهد آورد.
از این مهندس جوان مسلمان چه در اسناد آمده است؟
ـ درباره این مرد تفلیسی که به حیدر عمواغلی معروف شد، باید بگویم که در
۱۲سالگی زادگاهش سلماس را ترک کرد و به تفلیس رفت تا مهندس برق شود و در ۲۰سالگی به ایران آمد، آن هم به همراه پدربزرگ و پدرم که در مکاتبات تجاری شان نام رضایوف را با مهر بر کاغذ می کوبیدند به ایران آمد. ۲کارگر نیز برای نگهبانی، سوخت رسانی و امور فنی مولد لازم بود.
مشهدی نورمحمد تاتار عبدالرحمن اوف با حقوق
۸۰منات روسی معادل ۴۳تومان و ۲هزار دینار ایرانی و میر کاظم میرقاسم اوف با ۴۵منات روسی که ۲۴تومان و یکهزار و ۵۰۰دینار ایرانی است، کارشان راآغاز کردند. حیدر پس از نصب و راهاندازی مولد با جرگه مشروطه خواهان آشنا شد، به تهران رفت و فعالیت هایش را ادامه داد. نوزدهم ربیع الثانی سال ۱۳۱۸، ه. ق شخصی نابینا به نام حاجی هراتی که از دو چشم توان دیدن نداشت، در حرم امام رضا (ع) شفا گرفت. خدام و مردم شادمان مقرر کردند، جشنی راه بیندازند و به شادمانی و سرور پردازند. شب بیستم، ۸تومان وجه نقد و ۴۵من روغن (حدود ۱۳۵کیلوگرم) هزینه روشنایی کردند. تاری وردی اوف حدود ۵سال بعد نخستین مولد برق طهران را نیز راه اندازی کرد. سپس در فعالیت های مشروطه طلبی در کالسکه امیر اتابک صدر اعظم وقت بمب گذاشت و پس از آن به گیلا ن رفت و در نهضت جنگل جزو یاران میرزا کوچک خان بود.
از کی خودتان هم خبردار شدید که پدربزرگتان همان مردی بوده که دستگاه مولد برق را به ایران آورده است.
ـ تا سال
۱۳۷۴من هم اطلاعی از این موضوع نداشتم. مسئولان برق مشهد در آن سال تصمیم گرقتند تاریخ یکصد ساله برق را بنویسند. طی تحقیقاتی که کرده بودند به این نتیجه رسیدند که مردی با نام حاج محمود ممتحن میلانی برای نخستین بار برق را به مشهد آورده و به امام رضا بود. روابط عمومی برق مشهد برای آنکه اطلاعات بیشتری به دست بیاورد پیگیری ها را ادامه می دهد. برادر زاده من در مشهد پزشک است او را پیدا می کنند و به سراغش می رود. از او می خواهند بیاید و تاریخ را توضیح دهد. برادر زاده ام می گوید من اطلاعی از این موضوع ندارم به عمویم در تهران مراجعه کنید. آنها هم با من تماس گرفتند. و چون مساله برایم جالب بود به مشهد رفتم و یکی دو جلسه ای با هم داشتیم. بعد از آن پیگیری ها را ادامه دادم.
نخستین اسنادی که داشتید چه مواردی بود؟
ـ عکسی بود از پدر بزرگم که مربوط به
۱۱۰سال پیش اما عکس تاریخ نداشت. اسناد دیگری هم داشتم که قانع کننده نبود. رفتم به ادارهاسناد قدس خراسان و مدارکی به دست آوردم که گویای آن بود که پدربزرگ و پدرم اولید مولد برق را خریداری و وارد کرده اند. در آن زمان فکر کردم که آوردن برق و اهدا آن کار ساده ای نبود و نباید به سادگی از آن گذشت. به تهران برگشتم و تحقق را درکتابخانه های مختلف شروع کردم.
به کدام ارگان های دولتی برای تحقیق مراجعه کردید؟
ـ به وزارت امور خارجه مراجعه کردم. در اداره تحقیق تعداد زیادی اسناد به دست آوردم. در این اسناد ورود دستگاه مولد برق به ایران به حاج باقر میلانی نسبت داده شده بود.
روزی کتابی به دستم رسید که نویسنده آن مهندس محمد صادق حامد است. در آن از موزه برق نوشته است و اینکه برق توسط مضفرالدین شاه و امین الضرب وارد ایران شده است. با توجه به اسنادی که به دست آوردم می دانستم که این نوشته خلاف واقع است. و امین الضرب ششمین برق را به ایران آورده است. بر اساس اسناد ثابت می شود. از این رو با مدارکی که در مشهد و وزارت امور خارجه بدست آورده بودم به موزه برق رفتم. آقای صادق حامد بازنشسته بود و به موزه می آمد و می رفت. در موزه که بودم با ایشان ملاقاتی کردم و مدارک را به ایشان هم ارایه کردم. گفتند ما اینها را قبول نداریم چون حاج باقر میلانی مباشر مظفرالدین شاه بوده است. در حالی که پدر من اصلا مباشر مضفرالدین شاه نبود. او یکی از تجار بام آن روزگار بود که با شاه هم دوستی داشت.
نامه ای نوشتم به مهندس "علی بیگ"، مدیرعامل وقت برق منطقه تهران و ایشان به آقایی به نام شیخ الاسلام دستور رسیدگی و بررسی اسناد را داد. آقای شیخ الاسلام پس از بررسی گزارش داد که بر اساس این مستندات ادعای من درست است. پس از آن آقای علی بیگ کتبا به موزه دستور داد که اسناد را در ویترین موزه بگذارند.
خب ظاهرا شرایط به کام بوده !
ـ دو سه روز دیگر که به دیدن اقای شیخ الاسلام رفتم دیدم آقای حامد دارد ویترین میلانی ها را به هم می زند و عکس ها را جمع می کند و می گوید این حرف ها درست نیست و میلانی فقط پیشکسوت بوده است. باز هم به دیدن علی بیگ رفتم و موضوع به هم زدن ویترین را مطرح کردم. ایشان هم گفتند که نمی شود کاری کرد.
من هم به اداره برق رفتم و اسناد را ارایه کردم و از وزیر نیرو وقت ملاقات گرفتم.
سراغ مجلس هم رفتید؟
ـ به مجلس هم رفتم و با آقای دکتر آفریده رییس کمیسیون انرژی صحبت کرد. ایشان دستور داند به آقای مهندس خویی که درباره ادعای من تحقیق شود که در چه حد صحت دار. آقای خویی بعد از چندی تحقیق با اطلاعاتی که از مشهد گرفته بودند به آقای دکر آفریده جواب دادند که این حرف صحت دارد و کسی جز ایشان تا آن زمان برق را به ایران نیاورده بود. آقای آفریده به طرفانه به وزیر نیرو نامه نوشد که این اسناد درست است. وزیر نیرو نه جوابی به مجلس و نه به من داد.
انتظار داشتید وزیر نیرو چه واکنشی نشان دهد؟
ـ دستور بدهد موزه و اطلاعات را اصلاح کنند.
پس از آن چه کردید؟
ـ به اصل نود مجلس رفتم ازآنجا هم جوابی نگرفتم. نامی فرستادم به سازمان بازرسی شکایت کردم آنها هم مرا دوباره به وزارت نیرو ارجاع دادند. دوباره به وزارت نیرو رفتم و از وزیر نیروی کنونی وقت گرفتم و توضیح دادم که جرین این است و اطلاعاتی که اکنون درباره برق به مردم ارایه می شود غلط است. و کتابهایی که نوشته شده از حقیقت دور است. ایشان هم اظهار علاقه کردند که به این موضوع شخصا رسیدگی کنند. ولی بعد از چند روز که رفتم تا بدانم چه دستوری داده اند اما ایشان پرونده را به معاونشان آقای احمدیان ارجاع داده بودند و آقای احمدی هم همان جواب های قبلی را دادند.
لابد احساس می کردید همه درها به رویتان بسته شده است .
ـ مدتی گذشت. از مدیر عامل وقت برق تهران وقت ملاقات گرفتم. ایشان به من پیشنهاد دادند که بیایید مسئله را به دو نماینده یکی از طرف شما و دیگری به هم به نام مرضی الطرفین واگذار کنید. در پی این پیشنهاد اسناد را بردم به دانشکده تاریخ و علوم دانشگاه تهران و از این دانشگاه خواستم از طرف من موضوع را بررسی کنند. مسئولان دانشگاه گفتند چون این کار یک طرفش دولت است و یک طرفش شما ما نمی توانیم رسیدگی کنیم. مگر اینکه از طرف مدیرعامل برق یا وزیر نیرو نامهای به رییس دانشگاه برای تحقیق بنویسند. از آنجا که بهترین محملی که می توانست موضوع از طرفمن مطرح شود همان دانشگاه تهران بود طی جلسه ای با مدیرعامل برق تهران صحبت کردم و خواستم که یک نامه به دانشگاه بنویسند. ایشان به هر دلیلی گفتند ما نامه به دانشگاه نمی دهیم. متاسفانه نتیجه ای از همه فعالیت های انجام شده حاصل نشد.
به سراغ رسانه ها هم رفتید؟
ـ بله در گذشته به چندتا از جراید تهران نامه های نوشتم؛ روزنامه هایی مانند اعتماد، دنیای اقتصاد، همشری و چند مجله. مطالبی هم در باره موضوع من چاپ شد اما در نهایت بازهم به نتیجه ای نرسیدم
خبرگزاری میراث فرهنگی ( www.chn.ir )
۱۴ آذر ۱۳۸۷ ۰۶:۵۱

نظرات کاربران (مسئولیت درج شماره تماس در صورت ایجاد مزاحمت تلفنی، با کاربر است.لطفا دقت فرمائید)


نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 10000  

کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی صنایع آب، برق، نفت و انرژی می‌باشد.