English
چهارشنبه، ۲۲ مرداد ۱۳۹۹, ۲۲:۱۴
به پایگاه اطلاع رسانی صنایع آب، برق، نفت و انرژی خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود

اخبار

گفتگو با دکتر احمدیان؛ معاون سابق برق و انرژی وزارت نیرو

گفتگو با دکتر احمدیان؛ معاون سابق برق و انرژی وزارت نیرو

سال 1359 به وزارت نیرو آمد و از همان آغاز، به دعوت وزیر شهید به جرگه مجموعه ای پیوست به نام "ستاد سازندگی و آموزش" ، ستادی که به ابتکار مرحوم شهید دکتر عباسپور و با هدف استفاده از دانش و توانمندی استادان و دانشجویانی که به واسطه تعطیلی دانشگاه ها، فرصتی را برای خدمت به مراکز صنعتی، از جمله صنعت آب و برق به دست آورده بودند، تشکیل شد بود و بعدها به معاونت سازندگی و آموزش وزارت نیرو تبدیل شد.

دکتر محمد احمدیان تا سال 1365 به همکاری خود با این مرکز ادامه داد و در همین سال بود که برای ادامه تحصیل به انگلستان عزیمت کرد . در شهریورسال 1370 با درجه دکترای برق، همزمان با تبدیل مجتمع سازندگی و آموزش شهید عباسپور به دانشکده صنعت آب و برق به وطن بازگشت و با عنوان نخستین رییس آن دانشکده، مسوولیت اداره این مجموعه علمی – فرهنگی را به مدت 6 سال عهده دار شد.
دکتر احمدیان در سال 1376، بنا به نظر "بیطرف"، وزیر وقت، با عنوان معاون امور نیروی انسانی و سپس بعد از هشت ماه با سمت معاونت برنامه ریزی و نظارت وزارت نیرو به خدمتش ادامه داد. در سال 1380 نیز همزمان ضمن هدایت معاونت امور برق این وزارتخانه، با عنوان مدیرعامل شرکت توانیر وارد عرصه برق کشور شد و مصادف با تغییر ساختار وزارت نیرو یعنی سال 1385 که امور حاکمیتی از فعالیت های تصدی گری تفکیک شد، سمت معاونت امور برق و انرژی ورئیس هیات مدیره شرکت توانیر را با خود داشت. 

لطفا" در آغاز ، از برنامه های معاونت امور برق و انرژی در دوران مسوولیت تان در وزارت نیرو بگویید و اینکه چه میزان از آن برنامه ها تحقق پیدا کرد؟
در سال هایی که من در معاونت امور برق و انرژی بودم، یعنی از سال 85 تا 87 مهمترین برنامه ای که دنبال می شد تلاش برای تحقق اهدافی بود که وزارت نیرو از تجدید ساختار دنبال می کرد و آن این بود که در ستاد وزارت نیرو بنیه مستقل کارشناسی برای انجام وظایف حاکمیتی شکل بگیرد. البته قبلاً در حوزه معاونت انرژی وزارت نیرو فعالیت های خوبی صورت گرفته بود که با تشکیل معاونت برق و انرژی، این فعالیت ها به این معاونت منتقل شد. منتها دفاتری مانند دفتر خصوصی سازی صنعت برق، دفتر استانداردهای فنی اجتماعی صنعت برق و دفتر بهبود بهره وری و اقتصاد برق تقریباً فعالیت خود را از صفر شروع کرده بودند. بنابراین جذب نیروهای جدید که اتفاقاً تعداد قابل توجهی از نیروهای جوان و مستعد و دارای ظرفیت خیلی بالا برای این دفاتر جذب شدند و هم اکنون در حال فعالیت هستند.عمده تلاش ما در این دو سال آخر در راستای سیاست های وزارت نیرو مصروف شکل گیری این ساختار شد، در عین حال بر اساس مسوولیتم در تواینر، آنجا هم پیگیر امور برق بودم. 
از نظر میزان تحقق اهداف و برنامه ها، من نمره متوسطی به خودم می دهم، زیرا مشتافانه به رغم همه اهمیتی که بخش حاکمیتی و خود وزارت نیرو دارد، ابزار کارامد و مناسبی نداشتیم و وقت خیلی زیادی صرف کردیم تا در جایگاه سازمانی جدید مستقر شویم و همکاران بتوانند نیازهای پشتیبانی خود را فراهم آورند. 

آیا علت کندی، تجدید ساختار بود یا نه عوامل دیگری نیز تاثیرگذار بودند؟
نه! ببینید، عرض من از طرح این مساله این بود که وقتی یک مجموعه جدید ایجاد می شود، نیازهای اولیه آن می تواند خیلی سریع تامین شود تا سریعتر به کارهای اصلی خود بپردازد. ضوابط و مقررات و امکانات متاسفانه برای پشتیبانی از این تجدید ساختار شاید به اندازه ای که لازم بود، مهیا نشده بود. به همین خاطر ما و حتی معاونت امور آب و سایر حوزه هایی که در وزارت نیرو شکل گرفتند، مقداری کارشان با کندی جلو می رفت. 

گفته می شود یکی از دلایل خاموشی های تابستان گذشته، کاهش تخصیص منابع و سرمایه گذاری در بخش تولید و نیروگاه ها بوده است ، آیا واقعیت دارد؟
متاسفانه در گذشته تلقی غلطی نسبت به بخش انرژی وجود داشته که این منشا بسیاری از مشکلاتی بوده است که هم اکنون نیز با آن مواجه هستیم . تحلیل های کارشناسی و هشدارهای که از این منظر ارایه می شود،چندان کارساز نبود. ولی زمستان گذشته ما با بحران گاز و تابستان نیز با بحران خاموشی ها مواجه شدیم وهمین امرسبب جلب توجهات شد و هم اکنون می بینیم که به این بخش پراخته می شود. این تلقی این بود که ما چون منابع سرشار انرژی داریم و کشور ما دومین دارنده منابع گاز است،بنایراین باید این انرژی ارزان و آسان در اختیار همه قرار گیرد. این کم ارزش دادن به انرژی طبعات استفاده بی رویه از انرژی را برای تمام حامل ها به دنبال داشت. ما هم در برق و آب و هم در حامل های انرژی آنچنان سریع در مصرف بی رویه پیش رفتیم که نه شرکت های اجرایی بخش انرژی توان احداث تاسیسات زیربنایی مناسب با این توسعه رشد مصرف را داشتند و نه اصلاً منابع و امکانات مهلت واجازه می داد که این میزان سرمایه گذاری شود. حتی این اواخر که مشکلات جدی در تامین منابع مالی حوزه برق ایجاد شده بود، راهکاری را که انتخاب کردند و آن راهکاراین بود که مابه التفاوت لحاظ شده بین قیمت تمام شده و قیمتی که به مصرف کنندگان عرضه می شودرا به صنعت برق پرداخت کنند. این مساله هر چند مشکلات شرکت های برق را حل می کرد، اما از آن طرف چون مصرف کننده باید قیمت ناچیزی بابت بهای برق پرداخت می کرد، انگیزه ای در جهت صرفه جویی و استفاده بهینه نداشت. با این وصف اگر بخواهیم دقیق تر نگاه کنیم صحبت از کاهش تخصیص منابع نیست، زیرا اگر مطلق منابع را نگاه کنیم ، حجم سرمایه گذاری همیشه افزایش پیدا کرده است. منتها افزایش حجم سرمایه گذاری متناسب با افزایش رشد مصرف نبوده است.

هدف از این تجدید ساختار چه بود و آیا شما فارغ از مسوولیتتان با این تجدید ساختار موافق بودید یا نه؟
چون این اتفاق رخ داده و به بار نشسته، من فکر نمی کنم صحیح باشد که دوباره برگردیم و بخواهیم آن را مورد بررسی قرار دهیم. قطعاً این تجدید ساختار در وزارت نیرو، نقاط مثبتی داشته و ظرفیت های جدیدی را ایجاد کرده و البته فرصت اینکه مجموعه مستقلی در وزارت نیرو منفک از مسایل روزمره ومشکلاتی که در مسایل اجرایی دامنگیر است، به مسایل آینده بپردازند، از وجوه مثبت این تجدید ساختار به شمار می آید. برای مثال طی این مدت همکاران ما در دفتر استانداردهای فنی- مهندسی، شورایی برای پایابی شبکه برق تشکیل دادند که آثار آن بسیار مفید بود. در مجموع در فضای قبلی کمتر به این گونه مسایل پرداخته می شد. ولی از سوی دیگر، در عین حال که همکاری خیلی خوبی بین حوزه ستادی برق و انرژی وزارت نیرو و شرکت توانیر وجود داشت، این تغییر ساختار تا حدی سبب کندی روند انجام امور شده ، ولی در مجموع باید این گونه نگاه کنیم که برای تجدید ساختار هزینه زیادی شده و ما باید تلاش کنیم حداکثر استفاده ممکن از نقاط مثبت این تغییر ساختار را ببریم و ما هم تلاش کردیم این هدف محقق شود. 

با عنایت به سیاست های بلندمدت برنامه چشم انداز و برنامه های چهارم و پنجم توسعه، استحضار دارید که رشد مصرف برای تحقق آن اهداف و برنامه ها بیش از 10 درصد پیش بینی شده است، این در حالی است که میزان رشد مصرف طی دوره مورد اشاره جناب عالی شاید کمی بیش از هشت درصد است. در واقع می توان چنین نتیجه گرفت که ما ضمن اینکه در بخش تولید به اندازه کافی سرمایه گذاری نکردیم، در هدایت مصرف انرژی از بخش های غیر مولد به بخش های صنعتی و مولد، خوب عمل نکردیم.
طبعاً رشد مصرف برق در کشور در حال توسعه، اگر بجا و به صورت بهینه مصرف شود، گویای رشد و تولید و رفاه اجتماعی است که اتفاقاً مطلوب هستند. بنابراین صرف رشد مصرف علامت منفی نیست واگر قیمت ها واقعی باشد و رشد مصرف در بخش های مولد اتفاق بیفتد ، بسیار هم پسندیده است ، منتها مشکلی که ما با آن مواجه بودیم و هم اکنون نیز هستیم ،این است که در عمل ، انرژی ر ا به علت بهای فوق العاده پایین آن ، هدر می دهیم. برای نمونه از اواخر دهه هفتاد تاکنون قیمت برق کشاورزی ثابت مانده است و برای پمپاژ آب کشاورزی به ازای هر کیلووات 15 ریال بها اخذ می شود. این قیمت به اندازه ای نازل است که هیچ انگیزه ای را برای کشاورزان ایجاد نمی کند که حتی وقتی به آب نیاز ندارند پمپ و دینام را خاموش کنند. ازاین طریق ضمن مصرف بیهوده برق، آب نیز به هدر می رود و سفره های آب زیرزمینی لطمه می بیند و کشور هم از هزینه های که متحمل می شود، چیزی برداشت نمی کند. این در حالی است که اگر قیمت ها واقعی شود و از طرفی سمت و سوی رشد مصرف نیز تغییر یابدو به بخش تولید و صنعت هدایت شود، در آن صورت اگر رشد مصرف ما از 10درصد هم تجاوز کند مثبت و قابل قبول است. در واقع با واقعی شدن قیمت حامل های انرژی، کشور امکان سرمایه گذاری پیدا می کند، زیرا منابع کشور ما محدود است و اگر بنا باشد از طریق این منابع محدود مابه التفاوت قیمت حامل های انرژی را بپردازیم ، در بخش های دیگر نیز امنیت، آموزش و پرورش ، بهداشت و ... دچار مشکل خواهیم شد. تصور من این است که اگر محور اصلی که در طرح تحول اقتصادی دولت مطرح شده و آن واقعی کردن قمیت حامل های انرژی است به نتیجه برسد، اتفاق بزرگی در کشور رخ خواهد داد و این اشتباه تاریخی که ما در مورد انرژی ارزان داشتیم اصلاح خواهد شد و به تبع آن هم امکان سرمایه گذاری در نیازهای واقعی کشور در حوزه انرژی را پیدا می کنیم و هم مصرف شکل بهینه و مناسب به خودمی گیرد.

استحضار دارید که هم اکنون به واسطه بحران مالی که عارض اقتصاد جهانی شده، قیمت نفت و حامل های انرژی پایین آمده است و حتی فعالیت مراکز صنعتی ، تولیدی و بازرگانی را تحت تاثیر مستقیم قرار داده است و بیم آن می رود که دامنه امواج این بحران بیش از این کشور ما را تحت تاثیر قرار دهد. با این وصف، حال که به طرح تحول اقتصادی اشاره فرمودید، آیا واقعی کردن قیمت حامل ای انرژی را در این شرایط توصیه می کنید؟
من تصور می کنم که در واقع در مورد اثرات واقعی شدن قیمت ها، بیش از آن که هم اکنون عوامل اقتصادی تاثیرگذار باشند ، جو و فضای روانی است که به این پدیده دامن زده است. بنابراین اگر درست مدیریت شود، بسیاری از مسایلی که مطرح شده، ایجاد نخواهد شد؛ زیرا بر اساس مطالعات انجام شده بسیاری از حوزه ها بین 30 تا 50درصد امکان کاهش مصرف دارند بدون آنکه دچارمشکل شوند . بنابراین اگر تا 50درصد قیمت حامل های انرژی را حتی افزایش دهیم ، ولی از طرف دیگر، بهینه سازی مصرف انجام شود، مصرف کننده اضافه پرداختی نخواهد داشت ؛ در واقع با مدیریت مصرف در بسیاری از حوزه ها از جمله خانگی و تجاری، می توان سطح مصرف را کنترل و بهینه کرد و از طرفی تعداد قابل توجهی از مشترکان برق، مبلغ قبض هایشان در حد چند هزار تومان طی دو ماه است. این مبلغ اگر حتی دو یا سه برابر شود، با توجه به سبد هزینه خانوار، نامحسوس خواهد بود. در مورد مصرف کنندگان صنعتی نیز قیمت تمام شده انرژی برقشان زیر پنج درصد است و منتها بخش کوچکی از صنایع که شامل صنایع ذوب می شود، هزینه انرژی مصرفی شان حدود 25درصد هزینه تولیدشان است. در بخش کشاورزی بر اساس مطالعات، قیمت واقعی حامل های انرژی حدود یک درصد و حتی کمتر از هزینه های تولید است. 

در بعضی از مناطق مانند جنوب کشور مصرف مشترکان خانگی، قابل توجه و به تبع آن هزینه های حامل های انرژی در سبد خانوار قابل توجه است؟
بله درست است در مناطق گرمسیری همین گونه است که شما اشاره کردید و باید برای این بخش از مصرف کنندگان تدابیر ویژه ای اندیشید. تاکید من این است که کشور ما به واسطه یک نگاه غلط به حامل های انرژی مشکل مزمنی دارد. اصلاح این فراید قطعاً زحمت و مشکلاتی به دنبال خواهد داشت. منتها این مشکلات غیرقابل مدیریت نیست.

با توجه به شرایط فعلی و اوضاع اقتصادی مردم، آیا هم اکنون این کار را اصلاح می دانید؟
انشاء الله با دقتی که مجلس و دولت خواهد داشت و مدیریت خوبی که بر این کار اعمال خواهد شد ، مطمئناً این کار عملی خواهد بود . نمونه کوچک آن در مورد بنزین اتفاق افتاد همانگونه که استحضار دارید با وجود نگرانی ها ، با تمهیداتی که به کار گرفته شد، این طرح به خوبی صورت گرفت و نتایج مثبت آن را هم همه مشاهده کردیم. 

درخلال صحبت هایتان به مقوله بهینه سازی اشاره فرمودید و اینکه فرهنگ صرفه جویی و حتی بهینه مصرف کردن به واسطه عوامل مختلف از جمله ارزانی بهای حامل های انرژی، نامناسب بودن تجهیزات و لوازم برقی از نظر میزان مصرف و ... فراموش شده است ، ولی استحضار دارید که بخشی از تلفات انرژی مربوط به سمت عرضه است، شما در این زمینه چه کار کردید و اصولا چه نظری در این زمینه دارید؟
شما به نکته بسیارخوبی اشاره کردید به اعتقاد من این مساله معلول همان عاملی است که پیش از این عرض کردم. شرکت برق برای کاهش تلفات باید سرمایه گذاری کند. یعنی اینکه هزینه ای را بپردازد و در مقابل انرژی را که قبلاً تلف می شده را مورد بهره برداری قرار دهد. طبعاً این شرکت درآمدها را با هزینه ها مقایسه می کند و بدون اینکه نیاز به فشار یا توصیه ای داشته باشد، اگر درامدش بیش از هزینه ها باشد، سراغ مباحث بهینه سازی می رود، ولی اگر ناچار باشد هزینه زیادی کند و در عوض ، دریافت کمی داشته باشد، هر چه قدر هم ما در فواید آن داد سخن دهیم بی فایده است. خوشبختانه از سال 86 تاکنون که ما به التفاوت به شرکت های برق پرداخت می شود و در واقع برق را به قیمت واقعی می فروشند، ملاحظه می شود که روند افزایش تلفات نه تنها متوقف شده بلکه در حال نزول است و توانیر نیز برنامه بسیار جامعی را تدارک دیده که در طول آن تلفات را از حدود 20درصد به 10درصد کاهش دهد که این قدم بسیار بزرگی است و مطمئناً اگر قیمت ها واقعی شود همه ناظر و شاهد خواهیم بود که حساسیتی که باید وجود داشته باشد، ایجاد خواهد شد و فرایندبهینه سازی و کاهش تلفات به نتیجه خوبی خواهد رسید. 

استحضار دارید که ساختار شرکت های توزیع تغییر کرده است و این اتفاق در زمان مسوولیت شما در معاون امور برق و انرژی رخ داد . آیا با این طرح موافق بودید و اصولاً آن را چگونه ارزیابی می کنید؟
به دلایل مختلف ساختار قبلی صنعت برق، وضعیت جدیدی را که هم از نظر افزایش فوق العاده زیاد ظرفیت های تولید و هم از نظر توقعات مردم و مصرف کنندگان و اینکه انتظار دارند خدمات کیفی تری دریافت کنند و هم از بابت ضرورت شفاف شدن قیمت ها که وضعیت اقتصادی بخش برق را پایدار کند، مناسب نبود. این طرح از حدود سال 82 و یا 83. در راستای سیاست های اصل 44 قانون اساسی که جهت گیری در خصوص کردن را مشخص می کرد مطرح شد. لذا قانون استقلال شرکت های توزیع به دلیل اینکه هم به شرکت های توزیع هویت می داد و هم ماهیت غیر دولتی آنها را مورد تاکید قرار می داد، ابزار و امکان خوبی برای پیگیری اصلاح در ساختار صنعت برق بود.
البته وزارت نیرو در مقطعی که این قانون مطرح شد ، نقطه نظراتی در مورد نحوه پیگیری آن داشت ، چون معتقد بودیم مناسب تر و عاقلانه تر این است که این قبیل قانون های تخصصی باید توسط دولت و بعد از کار کارشناسی کافی پییشنهاد شود. با این حال وقتی مجلس شورای اسلامی این قانون را تصویب کرد، وزارت نیرو با تمام توان برای اجرای آن تلاش کرد. انشاء الله این قانون بتواند به اهداف اصلی خودش دست پیدا کند. 

به رغم اشاره صریح جنابعالی در مورد خصوصی شدن بیش از پیش شرکت های توزیع، همچنان شاهد این هستیم که شرکت توانیر علاوه بر اینکه تامین کننده منابع مالی شرکت های توزیع است، سیاست ها و برنامه های کاری آنها را سالانه به آنان ابلاغ می کند آیا این روند مخالف با اهداف این قانون نیست؟
ببینید، از نظر قانونی این قانون فضای بسیار خوبی برای عملکرد موثر شرکت های توزیع فراهم آورده است ، منتها مشکلات مالی که طی دو سه سال گذشته در توانیر وجود داشته این شرکت را ناچار کرد که از نظر مالی دخالت کند و منابع محدودی که دارد را به نحوی مدیریت کند که بتواند صنعت برق را اداره کند. انشاء الله اگر شرایط درآمدها عادی شود و این شرایط مالی به حالت عادی برگردد، طبعاً هیچ مانعی وجود ندارد که شرکت های توزیع بر منابع درآمدی و مالی خود اشراف داشته باشند و تصمیم گیرنده نیز خودشان باشند. توانیر هم دنبال این نیست که این وضعیت را ادامه دهد. 

چنانکه شما هم اشاره فرمودید اگر قیمت حامل های انرژی و برق واقعی شود، ضمن اینکه صنعت برق، دچار محدودیت های مالی نخواهد شد، امکان استقلال واقعی شرکت های توزیع نیز فراهم خواهد شد؟
بله مسلم است در آن شرایط که وضعیت مالی صنعت برق عادی باشد ، دلیلی ندارد که توانیر بخواهد در مورد برنامه ها و نحوه هزینه کرد منابع مالی شرکت های توزیع دخالت کند. 

متاسفانه شاید به علت ارزانی انرژی برق یا سهل الوصولی منابع انرژی ، تا حدود یکی دو سال پیش سیاست های بهینه سازی به طور جدی در صنعت برق کشور دنبال نمی شد و هم اکنون نیز چند دستگاه در بدنه وزارت نیرو، به صورت موازی این سیاست ها را دنبال می کنند؟ به نظر شما چرا تاکنون این مقوله خیلی جدی گرفته نشده و چگونه می توان این نگاه را اصلاح کرد؟
هر چند اعتقاد ندارم که تنها شرط برای بهینه سازی مصرف انرژی، واقعی شدن قیمت حامل های انرژی است ، ولی آن را شرط لازم می دانم که بدون اصلاح قیمت ها در این زمینه موفق نخواهیم شد. وقتی ما کالایی را بسیار ارزان عرضه می می کنیم، در عمل به مصرف کننده القا می کنیم که آن کالا ارزش ندارد . وزارت نیرو از دوره ای که آقای مهندس چیت چیان مسوولیت معاونت انرژی را عهده دار بود، مقوله بهینه سازی و مدیریت مصرف انرژی را به صورت جدی پیگیری کرد. در توانیر نیز اقداماتی صورت گرفته بود، ولی همان گونه که عرض کردم فضایی پیدا نشد که در سطح وسیع مورد پیگیری قرار گیرند. خوشبختانه هم اکنون فضای کلی کشور در این زمینه اصلاً قابل مقایسه با حتی سه چهار سال گذشته نیست. بنابراین تصور من این است که اقدامات وزارت نیرو هم اکنون فضای لازم را برای تاثیر گذاری دارد. ما هم در بخش تدوین استانداردها قدم های خوبی برداشتیم .
پیام نیرو - هم اکنون واحدهای مختلفی مانند سازمان بهره وری انرژی ایران، دفتر مدیریت مصرف شرکت توانیر و دفتر بهینه سازی مصرف وزارت نیرو متولی اجرا و پیگیری سیاست ها و برنامه های بهینه سازی و مدیریت مصرف انرژی هستند. آیا این تعددواحدهای مسوول سبب موازی کاری و اتلاف منابع نمی شود؟ چاره چیست؟
من هم ایراد شما را وارد می دانم، منتها اگر عوامل مختلفی مانند سازمان ها و دفاتری که اشاره کردید را داریم، دست کم باید حوزه فعالیت هر بخش را تدوین و شفاف کنیم تا فعالیت های همدیگر را خنثی نکنند. در راستای حل این شکل، تا جایی که اطلاع دارم، توانیر آمادگی کامل دارد که در بعد اجرایی اختیارات زیادی را به سازمان بهره وری انرژی ایران دهد. بنابراین ما دو نهاد بیشتر نخواهیم داشت؛ یکی دفتر بهینه سازی مصرف که نقش سیاستگذاری و اعمال مقررات را به عهده خواهد داشت و دیگر سابا که نقش اجرایی تر دارد.

با توجه به نوع مراودت و تخصیص منابع موردنیاز برای اجرای سیاست های بهینه سازی و مدیریت مصرف و نوع قراردادهایی که با سابا منعقد می شود، تصور می کنم به این سازمان خیلی جدی توجه نشده است ، برداشت شما چیست؟
اگر شما این گونه به مساله نگاه کنید که شاید در گذشته به سابا صرفا به عنوان یک مرکز هزینه بر نگاه می شد که اعتباراتی جذب و هیچ گونه خروجی و برگشت اقتصادی برای توانیر نداشت، خوشبختانه این نگاه هم اکنون اصلاح شده و وضعیت تغییر پیدا کرده است. هر طرح بهینه سازی که از سوی سابا اجرا می شود، برگشت سرمایه آن خیلی سریع است. لذا من خودم جزو آن دسته افرادی هستم که معتقداست مقوله بهینه سازی که توسط سابا پیگیری و مدیریت می شود باید توسط توانیر جدی گرفته شود.

زمانی که شما مدیرعامل یا رئیس هیات مدیره توانیر بودید، آیا همین دیدگاه را داشتید؟ یعنی به مقوله بهینه سازی از سوی سابا جدی نگاه می شد؟
در آن زمان تلاش ما این بود که پروژه های زیادی و حتی بخش قابل توجهی از وظایف دفتر مدیریت مصرف شرکت توانیر را به سابا واگذار کنیم. هم اکنون هم اعتقاد من این است که وقتی یک سازمانی داریم که امکانات اجرایی خوبی دارد، از لحاظ اجرایی اگر هم توان خود را متمرکز و معطوف آن کنیم، نتیجه بهتری خواهیم گرفت.

در تابستان گذشته، علی رغم رکورد شکنی تولید نیروگاه های حرارتی در تولید برق و افزایش 16 درصدی بازده این نیروگاه ها و حتی خروج بسیار نادر این مراکز از مدار که بی سابقه بود، اما علت تعویض معاونت اموربرق و انرژی در وزارت نیرو را آن خاموشی ها می دانند، نظر شما چیست؟
ببینید هر کسی در هر حوزه ای که کار می کند، طبعاً باید مسوولیت تمام اتفاقاتی که در حوزه تحت نظرش رخ می دهد را به عهده بگیرد. این طبیعی است که من مسوولیت همه اتفاقاتی که در بخش برق و انرژی را تا آن زمان بپذیرم. در قبال خاموشی ها نیز بیشترین مسوولیت متوجه من است .منتها تصورم این است که مملکت برخورد نسبتا خوبی با این پدیده داشت ؛یعنی در صدد اصلاح بعضی رویه هایی که زمینه ساز این مشکل بودند، برآمد . طبعاً تغییراتی هم که صورت گرفته به این قضیه کمک کرد. طی این مدت حمایت های خوبی نیز از مجموعه صنعت برق به عمل آمد که باید ادامه پیدا کند. زیرا با پنج و شش ماه حمایت کردن مشکلات این صنعت مرتفع نخواهد شد. اگر کشور بخواهد این صنعت رشد کند و به وضعیت مطلوبی برسد، باید چندین سال از آقای دکتر علی آبادی حمایت کند. بنابراین فکر می کنم این تلقی که بعضا وجود دارد و شما هم به آن اشاره کردید درست نیست. به هر حال هر فرد در هر مسوولیتی زمان محدودی می تواند خدمت کند و تغییر یک امر ضروری است و تغییر الزاما به این معنی نیست که بخواهند مشکلات را به فرد نسبت دهند. حل آن مشکلات مستلزم این است که در نگاه و دیگاه تغییر ایجاد شود. چون اگر بخواهیم رویه های سابق را دنبال کنیم، مشکل حل نخواهد شد. خوب تغییر افراد هم کمک می کند که این اتفاق و تغییر نگاه به وجود بیاید و خیلی خوشحالم که در مجموعه برق این تغییر با اصلاح نگاهی که به مجموعه برق وجود داشت همراه بود و تنها نگرانیم این است که با بهتر شدن شرایط به خاطر این توجه، حمایت ها فراموش شود.

آقای دکتر خوشبختانه بیان رسا و تیزبینی و عمق افکار شما جای دفاع از عمل کرد شما باقی نمی گذارد، ولی برای یادآوری عرض می کنم که طی زمان مسوولیت شما در معاونت امور برق و انرژی طبق آمار و اطلاعات، بازده نیروگاه های حرارتی 16 درصد افزایش پیدا کرد و اگر اشتباه نکنم تنها یک مورد خروج نیروگاه از مدار گزارش شده بود و برای اطلاع خوانندگان لازم است عرض کنم ،علت اصلی خاموشی های تابستان گذشته تنها عدم استفاده کامل از نیروگاه های برق – آبی به دلیل خشکسالی بود.
اگر ما صرفاً تابستان سال 87 را در نظر بیگریم، مشکلاتی که پیش آمد به واسطه کاهش قابل توجه تولید نیروگاه های برق – آبی بود،منتها باور من این است که این اتفاق محبت و لطف خدا بود که ما را هشیار کرد، زیرا اگر آن رویه ادامه پیدا می کرد، در سالهای آینده با مشکلات جدی تر مواجه می شدیم. این وضعیت توجه همه را به اهمیت برق در کشور جلب کرد و اگر ما بتوانیم آن رویه ها را در صنعت برق اصلاح کنیم، جای شکر بسیار دارد. هر چند بر این باورم که اگر به توصیه های کارشناسی که در آن برهه در زمینه تثبیت قیمت ها در مجلس شورای اسلامی مطرح شد، توجه می کردند،باز آن مشگلات پیش نمی آمد.خیلی از دوستان و کارشناسان تلاش کردند که بگویند این رویه به صنعت برق لطمه خواهد زد. خوب هم اکنون چرا اجرای طرح تحول اقتصادی این همه مشکل است؟ برای این است که برای مدت طولانی قیمت ها را ثابت نگه داشتند و حالا می خواهند شکی وارد کنند و قیمت را یکباره تغییر دهند. اگر قیمت های برق به تدریج طبق همان برنامه قبلی افزایش پیدا می کرد، شاید نه صنعت برق به این مشکلات دچار می شد و نه انجام اصلاحات اقتصادی این قدر دشوار می نمود.

سایت خبری وزارت نیرو
۲۶ اسفند ۱۳۸۷ ۱۸:۲۱

نظرات کاربران (مسئولیت درج شماره تماس در صورت ایجاد مزاحمت تلفنی، با کاربر است.لطفا دقت فرمائید)


نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 10000  

کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی صنایع آب، برق، نفت و انرژی می‌باشد.